به گزارش کلام قلم، قصد داریم به یکی از مهمترین و در عین حال کمتر دیدهشدهترین مسائل زندگی شهریمان بپردازیم: سرنوشت محلههایی که در بافتهای فرسوده و کمبرخوردار شهرهای ایران قرار دارند. محلههایی که شاید هر روز از کنارشان عبور میکنیم، اما کمتر به زندگی جاری در آنها فکر میکنیم؛ محلههایی که ساکنانشان با چالشهایی […]
به گزارش کلام قلم، قصد داریم به یکی از مهمترین و در عین حال کمتر دیدهشدهترین مسائل زندگی شهریمان بپردازیم: سرنوشت محلههایی که در بافتهای فرسوده و کمبرخوردار شهرهای ایران قرار دارند. محلههایی که شاید هر روز از کنارشان عبور میکنیم، اما کمتر به زندگی جاری در آنها فکر میکنیم؛ محلههایی که ساکنانشان با چالشهایی مثل نبود امنیت کافی، دسترسی سخت به خدمات درمانی و آموزشی، و نگرانی از کوچ اجباری مواجهاند.
مدتی است که واژهی «بازآفرینی شهری» در طرحهای توسعه به وفور شنیده میشود؛ اما سوال اینجاست: آیا این طرحها واقعاً زندگی مردم را بهتر میکنند یا صرفاً به پروژههای ساختمانی ختم میشوند؟ اگر یک خانواده در یک محله کمبرخوردار زندگی میکند، چگونه میتواند مطمئن باشد که طرحهای شهری به نفع او تمام میشود و او را از خانه و زندگیاش بیرون نمیکند؟
برای پاسخ به این پرسشها و پرسشهای عمیقتر، خدمت یکی از کارشناسان در حوزه شهرسازی رسیدهایم. از ایشان دعوت میکنیم تا با ما همراه شوند و از نگاه تخصصی خود بگویند که چگونه میتوانیم شهرهایمان را به نفع همهی ساکنانشان بسازیم.
مصاحبهگر: دکتر سیدمحمدرضا حسینی علیآباد – مدیرمسئول پایگاه خبری کلام قلم
مصاحبهشونده: دکتر علی ریگی
دکتر حسینی علی آباد: در ادبیات جهانی، بازآفرینی شهری فقط تخریب و نوسازی نیست، بلکه مجموعهای از اقدامات اجتماعی، اقتصادی و کالبدی است. بهنظر شما، چرا در ایران اغلب این رویکرد به پروژههای عمرانی محدود میشود؟ و برای خروج از این نگاه تکبعدی، چه تغییری در فرآیند تهیه طرحهای شهری لازم است؟
دکتر ریگی: با عرض سلام و احترام خدمت جناب دکتر حسینی علی آباد که شرایط این مصاحبه کاربردی را فراهم آوردند. در پاسخ به این سوال باید خدمت شما عرض کنم که دلیل اصلی این است که بازآفرینی شهری در ایران اغلب با نوسازی کالبدی اشتباه گرفته میشود، در حالی که رویکرد درست، یک فرآیند چندبعدی شامل ابعاد اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و زیستمحیطی است. برای خروج از این نگاه تکبعدی، باید فرآیند تهیه طرحها از حالت “بالا به پایین” خارج شده و به جای دستور از بالا، بر اساس مشارکت ساکنان و نیازهای واقعی محله تدوین شود. به عبارت دیگر، به جای اینکه طرح را به محله بیاوریم، باید طرح را با محله بسازیم.
دکتر حسینی علی آباد: یکی از دغدغههای همیشگی در محلات کمبرخوردار این است که ساکنان، بهویژه آنها که سند رسمی ندارند، نگران حذف شدن از محله هستند. بهعنوان یک کارشناس، فکر میکنید یک طرح بازآفرینی عادلانه، چه ویژگیهایی باید داشته باشد که این نگرانی را کاهش دهد و ساکنان را به همراه خود بکشاند؟
دکتر ریگی: یک طرح بازآفرینی عادلانه، اولین و مهمترین ویژگیاش این است که جابجایی اجباری ساکنان را در دستور کار نداشته باشد. در مطالعات کیفیت زندگی در کلانشهرهایی مانند تهران، مشخص شده که محلات کمبرخوردار نیازمند “مداخله” هستند و یک طرح موفق باید به جای افزایش قیمت زمین و حذف ساکنان قبلی، به دنبال ارتقای سطح دسترسی آنها به خدمات و بهبود زیرساختهای موجود باشد. نگرانی اصلی مردم این است که طرح، آنها را از محل زندگیشان بیرون کند. اگر طرح تضمین دهد که ساکنان، به ویژه آنهایی که سند رسمی ندارند، صاحب سهم پروژه میشوند، این نگرانی به مشارکت تبدیل میشود.
دکتر حسینی علی آباد: معمولاً موفقیت طرحهای شهری با تعداد پروانه ساختمانی یا مترمربع نوسازی سنجیده میشود. بهنظر شما، اگر بخواهیم کیفیت زندگی مردم را بهتر بسنجیم، چه شاخصهای دیگری غیر از آمار ساختمانی میتوانند نشان بدهند که یک محله واقعاً پیشرفت کرده است؟
دکتر ریگی: در این زمینه می توان گفت به جای آمار ساختمانی، موفقیت یک طرح را باید با شاخصهایی سنجید که مستقیماً به زندگی روزمره مردم مربوط میشود. برای مثال، تحقیق در محلات مختلف نشان داده که مؤلفههای اجتماعی مانند سرانه فضای سبز، دسترسی به حملونقل عمومی و کیفیت خدمات درمانی تأثیر مستقیمی بر رضایت مردم دارند. همچنین میتوانیم به شاخصهایی مثل احساس امنیت در کوچهها، میزان رفتوآمد کودکان در محله یا افزایش مشارکت مردم در امور محلهای توجه کنیم. این شاخصها نشان میدهند که کیفیت زندگی واقعاً بالا رفته است، نه اینکه فقط ساختمانها عوض شدهاند.
دکتر حسینی علی آباد: بسیاری از خانوادهها در بافتهای فرسوده، ملک خود را با قولنامهی عادی دارند و نمیتوانند وارد پروژههای نوسازی شوند. آیا راهکاری وجود دارد که این خانوادهها بدون نیاز به تشریفات طولانی و هزینههای سنگین، بتوانند سهم خود را در طرحهای بازآفرینی حفظ کنند و حتی صاحب سهم شوند؟
دکتر ریگی: بله، راهکار وجود دارد. اگر منتظر بمانیم تا همه اسناد رسمی شوند، شاید هیچ وقت نتوانیم طرحی را اجرا کنیم. یک راهکار عملی، ایجاد دفاتر تسهیلگری در محلات است که به عنوان واسط میان مردم و دستگاههای اجرایی عمل میکنند. این دفاتر میتوانند با شناسایی دقیق مالکان و کمک به شفافسازی وضعیت حقوقی آنها، بدون هزینههای سنگین حقوقی، زمینه را برای مشارکت آنها در طرح فراهم کنند. همچنین، مدلهایی مثل “صندوق زمین و ساختمان محلهای” وجود دارد که ساکنان میتوانند سهمالشرکهای در پروژه داشته باشند و به جای فروش ملک، صاحب سهام شوند.
دکتر حسینی علی آباد: وقتی سرمایهگذار وارد یک محله میشود، نگرانی مردم این است که قیمتها بالا برود و آنها ناچار به کوچ شوند. آیا مدلهای مالی وجود دارد که هم سرمایهگذار به سود برسد، هم مردم در محله بمانند و از ارزش افزوده منتفع شوند؟
دکتر ریگی: مدلهای مالی متنوعی برای این کار وجود دارد. با توجه به پژوهش های مختلفی که در زمینه بازآفرینی شهری انجام شده است، مهمترین موانع ورود سرمایهگذار، “نبود چارچوب مالی مشخص” و “بروکراسی اداری پیچیده” است. یک مدل موفق، حاصل مشارکت سهجانبه شهرداری، سرمایهگذار و ساکنان محلی است. در این مدل، شهرداری با ارائه مشوقهای مالی مثل تخفیف عوارض، سرمایهگذار را تشویق میکند که به جای ساخت برجهای لوکس، به نوسازی با حفظ ساکنان فعلی بپردازد. همچنین ساکنان میتوانند با آورده خود (زمین یا واحد مسکونی) در پروژه سهیم شوند و از ارزش افزوده ایجاد شده منتفع گردند.
دکتر حسینی علی آباد: در بسیاری از کشورها، افرادی به نام “تسهیلگر محلهای” وجود دارند که میان مردم و دستگاههای اجرایی پل میزنند و زبان مشترک ایجاد میکنند. بهنظر شما، در ایران چه موانعی بر سر راه شکلگیری چنین نقشی وجود دارد و چگونه میتوان این خلأ را پر کرد؟
دکتر ریگی: در ایران، دفاتر تسهیلگری و توسعه محلی در بیش از ۲۲ استان ایجاد شده که گام مثبتی در این مسیر بوده است. این دفاتر با هدف افزایش سرمایه اجتماعی و اعتمادسازی در محلات کمتربرخوردار شکل گرفتهاند. مانع اصلی، نبود چارچوب حقوقی و مالی مشخص و همچنین کوتاهمدت بودن پروژههاست که اجازه نمیدهد این دفاتر به یک نهاد پایدار محلی تبدیل شوند. برای پر کردن این خلأ، باید این دفاتر به عنوان یک نهاد رسمی و دائمی در ساختار مدیریت شهری تعریف شده و بودجه پایدار داشته باشند تا بتوانند نقش پل ارتباطی را به خوبی ایفا کنند.
دکتر حسینی علی آباد: بسیاری از محلات کمبرخوردار در نقاطی قرار دارند که با خطر سیل، زلزله یا فرونشست زمین مواجهاند. آیا میتوان بازآفرینی را بهگونهای طراحی کرد که هم کیفیت زندگی را بالا ببرد و هم خطرات طبیعی را کاهش دهد؟
دکتر ریگی: بله این مورد امکان پذیر است. رویکردی به نام “بازآفرینی سبز شهری” دقیقاً بر همین موضوع تأکید دارد و به دنبال تعادل میان محیط مصنوع و اکوسیستم طبیعی است. به عنوان مثال، به جای اینکه تنها به فکر مقاومسازی ساختمانها باشیم، میتوانیم با ایجاد فضاهای سبز چندمنظوره که در زمان بارندگی، آب سطحی را جذب میکنند و در حالت عادی، به عنوان پارک محلی استفاده میشوند، هم تابآوری محله را در برابر سیلاب افزایش دهیم و هم کیفیت زندگی را بالا ببریم. تحقیقات در بافتهای فرسوده شهرهایی مانند بروجرد نشان داده که بعد اجتماعی و کالبدی بیشترین تأثیر را در افزایش تابآوری دارند، بنابراین هر اقدامی باید این دو بعد را توأمان تقویت کند.
دکتر حسینی علی آباد: امروزه از اپلیکیشنها و سامانههای آنلاین برای نظرسنجی از مردم استفاده میشود، اما در محلات کمبرخوردار، بسیاری از افراد به گوشی هوشمند یا اینترنت پایدار دسترسی ندارند. چه ترکیبی از روشهای سنتی و روشهای دیجیتال میتواند مشارکت واقعی و همهجانبه را ممکن کند؟
دکتر ریگی: بهترین ترکیب، استفاده مکمل از ابزارهاست. نمیتوان ابزارهای دیجیتال را نادیده گرفت، اما نباید به آنها اکتفا کرد. در محلات کمبرخوردار، برگزاری جلسات چهرهبهچهره در مساجد، سرای محلات و مدارس همچنان مؤثرترین روش مشارکت است. این جلسات به ویژه برای گروههایی که به اینترنت دسترسی ندارند، مثل سالمندان و زنان خانهدار، ضروری است. همزمان، میتوان از سامانههای آنلاین برای نظرسنجی از جمعیت شاغل و جوانانی که وقت حضور در جلسات را ندارند، استفاده کرد. نکته کلیدی، این است که ابزار دیجیتال نباید جایگزین تعامل انسانی شود، بلکه باید آن را تسهیل کند.
دکتر حسینی علی آباد: فرض کنید بودجه محدودی برای یک محله در اختیار دارید و میخواهید در مدت یک سال، تغییری محسوس در زندگی مردم ایجاد کنید که خودشان آن را لمس کنند. چه اقدامات ساده اما اثرگذار را پیشنهاد میدهید که اعتماد مردم را جلب کند و آنها را برای همکاری در مراحل بعدی ترغیب کند؟
دکتر ریگی: از نظر بنده، ساده ترین اقدامات فوری که میتواند اعتماد مردم را جلب کند و هزینه زیادی هم ندارد عبارتند از:۱- ایجاد یک مسیر امن عابرپیاده یا دوچرخهروی برای دسترسی کودکان به مدرسه و سالمندان به مرکز درمانی. این کار با تغییر کفسازی و ایجاد سرعتگیرهای ساده قابل انجام است و فوراً امنیت را بهبود میبخشد. ۲-راهاندازی یک بازارچه موقت یا دائمی برای مشاغل خانگی و خرد محلی با غرفههای ساده. این کار با توانمندسازی اقتصادی زنان و جوانان محله، حس مالکیت و امید را افزایش میدهد. ۳-ایجاد یک مرکز خدمات ساده (مشاوره حقوقی و روانشناسی) در یک خانه محلی یا سرای محله. این کار به حل دعاوی ملکی و کاهش تنشهای خانوادگی کمک میکند که از مشکلات اصلی این محلات است. این سه اقدام، زنجیرهای از اعتماد، امنیت و امید را ایجاد میکنند که سنگبنای مشارکتهای بزرگتر است.
دکتر حسینی علی آباد: به عنوان سوال پایانی از نظر شما، اگر ۵ سال پس از اجرای یک طرح بازآفرینی به محله برگردیم، چه نشانههایی را بهعنوان موفقیت واقعی آن طرح در نظر میگیرید؟
دکتر ریگی: موفقیت واقعی یک طرح بازآفرینی را باید در تغییر رفتار و احساس مردم جستجو کرد. پنج سال پس از اجرا، بهترین نشانه موفقیت، افزایش نرخ ماندگاری جوانان در محله و کاهش اختلافات حقوقی و همسایگی است. همچنین، تعداد گروههای داوطلب محلی که خودشان برای بهبود محله اقدام میکنند، یک شاخص عالی از افزایش سرمایه اجتماعی است. برای اندازهگیری این شاخصها، باید از همان ابتدای طرح، یک نظام پایش و ارزیابی شفاف تعریف شود که با کمک خود ساکنان، این تغییرات را ثبت کند. اگر مردم محله احساس کنند که طرح به نفع آنها بوده و خودشان در آن نقش داشتهاند، آن طرح موفق بوده است.
در انتها از جناب دکتر حسینی علی آباد، بابت نگاه دغدغه مندانه و علمی ایشان در رابطه با مشکلات محلات شهری، بسیار سپاسگزارم.
در پایان:
با تشکر از همراهی شما مخاطبان گرامی و سپاس ویژه از کارشناس محترم مان که با صبوری و دقت، نگاه تازهای به مسئلهی بازآفرینی شهری به ما هدیه کردند.
آنچه امروز شنیدیم، یک نکتهی کلیدی داشت: توسعهی شهری فقط به معنای ساختن برج و خیابان کشیدن نیست؛ بلکه یعنی اینکه مردم در محلهی خود احساس امنیت، تعلق و امید داشته باشند. اگر طرحی باعث شود خانوادهای از خانهاش کنده شود، یا کودک نتواند با خیال راحت در کوچه بازی کند، آن طرح هرچند ساختمانهای زیادی ساخته باشد، موفق نبوده است.
راهحلهایی که امروز مرور کردیم – از ایجاد دفاتر تسهیلگری و بازارچههای محلی گرفته تا طراحی فضاهای سبز چندمنظوره و استفاده از ترکیب روشهای سنتی و دیجیتال برای مشارکت مردم – همگی نشان میدهد که میتوان با هزینههای معقول، تغییرات عمیق و ماندگاری ایجاد کرد. اما این تغییرات نیازمند ارادهی جمعی، نگاه عادلانه و مهمتر از همه، باور به توانایی خود مردم است.
شهر، خانهی همهی ماست؛ بیایید آن را برای همه بسازیم، نه برای عدهای معدود.






















