شوقِ زیارت / اثر شاعر رقیه حیدری آرباطان
شوقِ زیارت / اثر شاعر رقیه حیدری آرباطان

تو مشهدی و من اینجا، غریبِ دربه‌درم دلم هوای تو کرده، به عشقِ تو سفرم دلم به شوقِ حریمِ تو پَر کشید و پرید که در پناهِ تو باشد، همیشه بال و پرم هزار مرتبه خواندم به شوقِ دیدارت در این سکوتِ شبانه، که تو شوی خبرم شفاست دیدنِ گنبد، به وقتِ دلتنگی تویی که […]

تو مشهدی و من اینجا، غریبِ دربه‌درم

دلم هوای تو کرده، به عشقِ تو سفرم

دلم به شوقِ حریمِ تو پَر کشید و پرید

که در پناهِ تو باشد، همیشه بال و پرم

هزار مرتبه خواندم به شوقِ دیدارت

در این سکوتِ شبانه، که تو شوی خبرم

شفاست دیدنِ گنبد، به وقتِ دلتنگی

تویی که نورِ حضورت، میانِ این گذرم

به غیرِ سایه‌ی ایوانِ طلا کجا بروم؟

که هست نامِ شما،نقش بر سرِ سحرم

دلم گرفته ز دوری، نظر به حالم کن

که من به شوقِ تو ای ماه، به سمتِ تو بپرم

 

نویسنده و شاعر: رقیه حیدری آرباطان