به گزارش کلام قلم، جنگ یکی از شدیدترین بحرانهای انسانی است که علاوه بر خسارات جانی، اقتصادی و زیرساختی، آثار عمیق و ماندگاری بر سلامت روان افراد و ساختار اجتماعی برجای میگذارد. پیامدهای روانشناختی جنگ تنها محدود به رزمندگان نیست، بلکه کودکان، زنان، سالمندان، خانوادهها و حتی افرادی که به طور مستقیم درگیر جنگ نبودهاند […]
به گزارش کلام قلم، جنگ یکی از شدیدترین بحرانهای انسانی است که علاوه بر خسارات جانی، اقتصادی و زیرساختی، آثار عمیق و ماندگاری بر سلامت روان افراد و ساختار اجتماعی برجای میگذارد. پیامدهای روانشناختی جنگ تنها محدود به رزمندگان نیست، بلکه کودکان، زنان، سالمندان، خانوادهها و حتی افرادی که به طور مستقیم درگیر جنگ نبودهاند نیز تحت تأثیر قرار میگیرند. در چنین شرایطی، روانشناسان نقش مهمی در کاهش آسیبهای روانی، ارتقای تابآوری فردی و اجتماعی و بازسازی سلامت روان جامعه ایفا میکنند. این نقش در دو مرحله «دوران جنگ» و «دوران پساجنگ» دارای ابعاد و مسئولیتهای متفاوتی است.
نقش روانشناس در دوران جنگ
۱. مداخله در بحران
در زمان جنگ، افراد با موقعیتهای بحرانی مانند بمباران، آوارگی، از دست دادن عزیزان، ناامنی و ترس مداوم مواجه میشوند. روانشناسان با استفاده از مداخلات بحران، به افراد کمک میکنند تا هیجانات خود را مدیریت کرده، احساس امنیت نسبی را بازیابند و از بروز آسیبهای روانی شدید جلوگیری کنند.
۲. ارائه کمکهای اولیه روانشناختی
کمکهای اولیه روانشناختی مجموعهای از اقدامات حمایتی است که بلافاصله پس از وقوع حوادث انجام میشود. روانشناس در این مرحله با ایجاد احساس آرامش، گوش دادن فعال، ارائه اطلاعات صحیح و شناسایی افراد آسیبپذیر، احتمال بروز اختلالات روانی را کاهش میدهد.
۳. کاهش اضطراب و استرس عمومی
انتشار اخبار نگرانکننده، نااطمینانی نسبت به آینده و تجربه مداوم تهدید، موجب افزایش اضطراب جمعی میشود. روانشناسان از طریق آموزش مهارتهای مقابلهای، تکنیکهای آرامسازی، مدیریت استرس و آموزش شیوه صحیح مواجهه با اخبار، به کاهش تنش روانی جامعه کمک میکنند.
۴. حمایت از گروههای آسیبپذیر
کودکان، سالمندان، زنان باردار، افراد دارای معلولیت و بیماران مزمن بیش از سایر گروهها در معرض آسیبهای روانی قرار دارند. روانشناسان برنامههای حمایتی ویژهای برای این گروهها طراحی کرده و از بروز مشکلاتی مانند اضطراب شدید، افسردگی و اختلالات رفتاری پیشگیری میکنند.
۵. حمایت از نیروهای امدادی و درمانی
پزشکان، پرستاران، امدادگران و نیروهای امدادی به دلیل مواجهه مداوم با صحنههای آسیبزا، مستعد فرسودگی شغلی، اضطراب و اختلال استرس پس از سانحه هستند. روانشناسان با برگزاری جلسات حمایت روانی، آموزش مهارتهای مقابلهای و مشاوره فردی، سلامت روان این گروهها را حفظ میکنند.
۶. کنترل شایعات و افزایش تابآوری اجتماعی
یکی از پیامدهای جنگ، گسترش شایعات و ایجاد وحشت عمومی است. روانشناسان با آموزش سواد رسانهای، تقویت تفکر منطقی، آموزش مهارت حل مسئله و افزایش امید اجتماعی، از گسترش اضطراب جمعی جلوگیری میکنن
نقش روانشناس در دوران پساجنگ
۱. درمان اختلال استرس پس از سانحه (PTSD)
بسیاری از افراد پس از پایان جنگ همچنان با خاطرات آزاردهنده، کابوس، اضطراب، گوشبهزنگی مفرط و اجتناب از موقعیتهای یادآور جنگ زندگی میکنند. روانشناسان با استفاده از روشهای درمانی مبتنی بر شواهد، به کاهش علائم PTSD و بازگشت فرد به زندگی عادی کمک میکنند.
۲. درمان افسردگی و سوگ
از دست دادن اعضای خانواده، خانه، شغل یا احساس امنیت، احتمال ابتلا به افسردگی و سوگ پیچیده را افزایش میدهد. روانشناس با کمک به پذیرش فقدان، تنظیم هیجانها و بازسازی امید، روند سازگاری فرد را تسهیل میکند.
۳. بازسازی سلامت روان کودکان
کودکان جنگ معمولاً مشکلاتی مانند شبادراری، اضطراب جدایی، پرخاشگری، افت تحصیلی، کابوس و اختلالات رفتاری را تجربه میکنند. روانشناسان کودک با بازیدرمانی، هنردرمانی، آموزش مهارتهای هیجانی و مشاوره خانواده، به بازسازی سلامت روان کودکان کمک میکنند.
۴. تقویت روابط خانوادگی
جنگ میتواند موجب افزایش تعارضهای خانوادگی، خشونت خانگی و اختلال در روابط زوجین شود. روانشناسان خانواده با آموزش مهارتهای ارتباطی، حل تعارض و تنظیم هیجان، به بازسازی روابط خانوادگی کمک میکنند.
۵. توانمندسازی اجتماعی
بازگشت جامعه به شرایط عادی نیازمند بازسازی سرمایه اجتماعی، اعتماد عمومی و مشارکت اجتماعی است. روانشناسان با اجرای برنامههای آموزشی، گروهدرمانی، حمایتهای اجتماعی و تقویت حس تعلق، زمینه بازسازی جامعه را فراهم میکنند.
۶. پیشگیری از آسیبهای اجتماعی
پس از جنگ احتمال افزایش اعتیاد، خشونت، خودانزوایی، بزهکاری و مشکلات روانی افزایش مییابد. روانشناسان با شناسایی زودهنگام افراد در معرض خطر و اجرای برنامههای پیشگیرانه، از گسترش این آسیبها جلوگیری میکنند.
مهارتهای ضروری روانشناس در شرایط جنگ
روانشناس برای فعالیت مؤثر در شرایط جنگ و بحران باید از مهارتهای تخصصی متعددی برخوردار باشد، از جمله:
- مدیریت بحران
- مداخله در حوادث ناگوار
- کمکهای اولیه روانشناختی
- درمان اختلالات ناشی از تروما
- مهارتهای ارتباط مؤثر
- مشاوره فردی و گروهی
- آموزش تابآوری
- مدیریت استرس
- کار تیمی با نیروهای امدادی و درمانی
- رعایت اصول اخلاق حرفهای در شرایط بحر
چالشهای روانشناسان در دوران جنگ
فعالیت در شرایط جنگ با دشواریهای متعددی همراه است، از جمله:
- کمبود امکانات درمانی
- محدودیت دسترسی به مراجعان
- فشار روانی شدید بر خود روانشناس
- حجم بالای افراد نیازمند خدمات
- مشکلات فرهنگی و اجتماعی در مراجعه به خدمات سلامت روان
- کمبود نیروی متخصص
- تداوم ناامنی و بیثباتی
این شرایط مستلزم آموزش تخصصی، حمایت سازمانی و همکاری میانرشتهایاهمیت تابآوری در جامعه
یکی از مهمترین اهداف روانشناسان در شرایط جنگ و پساجنگ، افزایش تابآوری است. تابآوری به معنای توانایی فرد یا جامعه در سازگاری با شرایط دشوار، حفظ عملکرد مناسب و بازگشت به زندگی عادی پس از تجربه بحران است. آموزش مهارتهایی مانند حل مسئله، تنظیم هیجان، حمایت اجتماعی، خوشبینی واقعبینانه و انعطافپذیری روانی، موجب افزایش تابآوری فردی و اجتماعی م
جنگ تنها زیرساختهای فیزیکی را تخریب نمیکند، بلکه سلامت روان افراد و انسجام اجتماعی را نیز به شدت تحت تأثیر قرار میدهد. در چنین شرایطی، روانشناسان از ارکان اصلی نظام سلامت و مدیریت بحران محسوب میشوند. آنان در دوران جنگ با مداخله در بحران، کاهش استرس، حمایت از گروههای آسیبپذیر و ارتقای تابآوری، از گسترش آسیبهای روانی جلوگیری میکنند و در دوران پساجنگ با درمان اختلالات روانی، بازسازی روابط خانوادگی، حمایت از کودکان، توانمندسازی جامعه و پیشگیری از آسیبهای اجتماعی، زمینه بازگشت جامعه به سلامت روان و زندگی عادی را فراهم میسازند. بنابراین، بهرهگیری از خدمات روانشناختی در تمام مراحل جنگ و پس از آن، یکی از عوامل اساسی در حفظ سلامت روان، بازسازی سرمایه اجتماعی و دستیابی به توسعه پایدار به شمار میآید.
به قلم: شیرین اسدی – کارشناس ارشد روان شناسی عمومی























