من شبی هزار ساله دیدم نیمه شبی اشک را در هزار کاسه دیدم این شب از قرن گذشته است عاشق سالهاست که از دست رفته است ای عاشق با جان من چه کرده ای دل را کندی و با خود برده ای ما عروس احساس ما آهنگ غم ما دل بود دور […]
من شبی هزار ساله دیدم
نیمه شبی اشک را در هزار کاسه دیدم
این شب از قرن گذشته است
عاشق سالهاست که از دست رفته است
ای عاشق با جان من چه کرده ای
دل را کندی و با خود برده ای
ما عروس احساس ما آهنگ غم ما
دل بود دور کن غم از غم ما
دلم را در فراموشی خود تنها رها نکن
یاد مرا از یاد خود جدا نکن
من از تو احساس رنگ آبی خواستم تو برایم دریا شدی
آهو بودم بی پناه تو برایم صحری شدی
من زخم در تن خون در پیراهن داشتم
من سال ها غم در قفس سخت ترین آهن داشتم
شعر از استاد مهدی کیالاشکی























